خرید بک لینک

زير خاكستر ذهنم باقي است ، آتشي سركش و سوزنده هنوز .

يادگار است ز عشقي سوزان كه بود گرم و فروزنده هنوز .

عشق همانگونه كه بنيان مرا سوخت از ريشه و خاكستر كرد

غرق در حيرتم از اينكه چرا مانده ام زنده هنوز .

گاهگاهي كه دلم ميگيرد پيش خود ميگويم ، آنكه جانم را سوخت

يادي آرد از اين بنده هنوز

سخت جاني را بين كه نمردم از هجر ،

مرگ صد بار به از بي تو بودن باشد .

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم هستم پيش چشمان تو شرمنده هنوز .

گرچه از فرط غرور اشكم از ديده نريخت ،

بعد تو ليك پس از آن همه سال ، كس نديده به لبم خنده هنوز .

گفته بودند كه از دل برود يار چو از ديده برفت ،

سالهاست كه از ديده برفتي ليكن ،دلم از مهر تو آكنده هنوز .

دفتر عمر مرا دست ايام ورق ها زده است ،

زير بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشكست ،

در خيالم اما همچنان روز نخست ، تويي آن قامت بالنده هنوز .

در قمار غم عشق ،

دل من بردي و با دست تهي ، منم آن عاشق بازنده هنوز .

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش ،

گر كه گورم بشكافند عيان مي بينند ،

زير خاكستر ذهنم باقي است ،

برچسب: نویسنده: امیر تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1392 ساعت: 18:03

صفحه بندی